واژه جو

واریز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واریز. (اِمص مرکب ) عمل واریختن . رجوع به واریختن شود. انهدام . ریختن قسمتی از بنا یا چاه و قنات و نظایر آن . ◄ تفریغ حساب . تسویه حساب .

معنی واریز | واژه جو