وارو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اِ.) = واروک: زگیل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبرعکس، پشت، سرازیر، سرنگون، عقب، وارونهآژخ، زگیلواژه قبلی: وارهیدنواژه بعدی: وارو زدن