واژه جو

وارسیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(رِ دَ) (مص م.)<BR>۱- مجدداً رسیدن.<BR>۲- وصول.<BR>۳- سرکشی کردن، تفتیش کردن.<BR>۴- ادراک، دریافتن.<BR>۵- بی فایده شدن، بی مصرف نشدن.<br>

معنی وارسیدن | واژه جو