واخورده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خُ دِ)<BR>۱- (ص مف.) شکست خورده، از رونق افتاده.<BR>۲- مأیوس، دل سرد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحیران، سرگشته، متحیر، هاجوواجدلزده، سرخورده، مایوس، نومیدشکستخورده، مغلوب، ≠ امیدوارواژه قبلی: واخوردنواژه بعدی: واخوردگی