واژه جو

واجب العرض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واجب العرض . [ ج ِ بُل ْ ع َ ] (ع ص مرکب ) مطلب مهمی که اظهار آن لازم بود. (ناظم الاطباء). در تداول مردم واجب العرضم یعنی مطلب مهمی دارم . ◄ کسی که دارای چنین مطلبی باشد. (ناظم الاطباء) : و کشیک خانه ٔ در دولت خانه را به جهت دیوان وزراء اعظم بنا گذاشته اند که عامه ٔ خلایق واحب العرض، خود را به خدمت وزراء اعظم عرض توانند نمود. (تذکرةالملوک چ ٢ ص ٦).

معنی واجب العرض | واژه جو