واژه جو

واجب الخمس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واجب الخمس . [ ج ِ بُل ْ خ ُ ] (ع ص مرکب ) در تداول، مستحق خمس . کسی که استحقاق گرفتن خمس را دارد. نظیر واجب الزکوة. ◄ چیزی که خمس بر آن تعلق میگیرد.

معنی واجب الخمس | واژه جو