واژه جو

وابسته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(بَ تِ) (ص مف.)<BR>۱- مربوط، منسوب.<BR>۲- خویشاوند.<BR>۳- مأمور دولتی که سفارت آن دولت در کشور دیگر وظایفی را انجام دهد، اتاشه. ؛ ~ بازرگانی مأمور دولتی که در سفارت آن دولت در کشور دیگر به امور بازرگانی رسیدگی کند.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی وابسته | واژه جو