وا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.)= با. ابا. وا: آش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.)= با. ابا. وا: آش.
(پش .) پیش از فعل آید به معنای ذیل: الف - به معنی «باز» تجدید و دوبارگی را رساند: وا آمدن. ب - به معنی «باز»، «گشاده» و مانند آن: واکردن. ج - به معنی «به» به جهت تاکید: وا ایستادن، واشدن.
(ص.) باز، گشاده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وا. (ص ) به معنی دور بنظر آمده است که نقیض نزدیک باشد. (برهان ).
وا. (ص ) گشاده . باز : مغان گشاده در فیض و بسته در مرتاض که باد وا همه درهای فیض بر فیاض . آصفی .
وا. (صوت ) مخفف وای . کلمه ای است که مردم مریض در زمان شدت مرض به آن ندا کنند. (برهان ). ◄ گاه در محل تأسف خوردن کف های دست برهم سایند و این کلمه را گویند. (برهان ). ◄ در تداول زنان تهران تعجب و استفهام انکاری را رساند.
مترادف و متضاد واژهدان
باز جدا، سوا شکفته آش با (متضاد: بسته)