هچل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ چَ) (اِ.) (عا.)<BR>۱- دردسر، گرفتاری.<BR>۲- بور، سرخ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ چَ) (اِ.) (عا.) ۱- دردسر، گرفتاری. ۲- بور، سرخ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هچل . [ هََ چ َ ] (اِ) در تداول عوام، مخمصه . کش و واکش . (یادداشت به خط مؤلف ). - در هچل افتادن ؛ گرفتار شدن . (یادداشت به خط مؤلف ). - در هچل افتادن کسی یا پولی ؛ گرفتار شدن شخص یا از دست رفتن پول چنانکه بازگردانیدنش دشوار بود، یا وصول آن ممتنع باشد. (یادداشت به خط مؤلف ). - در هچل انداختن ؛ گرفتار ساختن و یا قرض دادن پول در محلی که صعب الوصول باشد. (یادداشت به خط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
دردسر، گرفتاری، مخمصه، ناراحتی بور، خجل، دماغسوخته، شرمسار