واژه جو

هولی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هولی . [ هََ / هُو ] (اِ) کره اسبی که هنوز زین نکرده باشند و به هندی آهسته و هموار باشد. (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا).

هولی . (اِخ ) در هندی نام عیدی و جشنی است . (برهان ) (آنندراج ). این جشن را در اوائل فصل بهار برپا می کنند. (فرهنگ عمید).

معنی هولی | واژه جو