واژه جو

هواء

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هواء. [ هََ ] (ع اِ) میان آسمان و زمین . ج، اهویة. ◄ (ص ) خالی هرچه باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ بددل . (منتهی الارب ). ترسو. که دلش از جرأت تهی است . (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) میل و رغبت و طرفداری : چون منتصر بدان حدود رسید به هواء دولت او برخاست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).

معنی هواء | واژه جو