هنگامه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(هِ مِ) (اِ.)<BR>۱- جمعیت مردم.<BR>۲- معرکه.<BR>۳- شور و غوغا، داد و فریاد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطازدحام، المشنگه، بلوا، پیکار، جنجال، سروصدا، شورش، غوغا، فتنه، گیرودار، معرکه، ولوله، همهمه، هیاهوواژه قبلی: هنگامواژه بعدی: هنگامه جو