واژه جو

هندسه

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

هندسه اقلیدسی، هندسه فضایی، نقطه، خط، صفحه، فضا متوازی، متنافر اصل، قضیه، مناظره مهندس هندسه تحلیلی (ترسیمی، رقومی، مسطحه، غیراقلیدسی، هذلولوی، جبری، تصویری، دیفرانسیل) عمود، عمودمنصف نقشه [اشکال هندسی، چندبرابری]

معنی هندسه | واژه جو