واژه جو

هندباری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هندباری . [ هَِ ] (ص نسبی ) هندی . از هند. مربوط به هند : فرمود تا از هندباری فرجی ساختند. در آن ولایت جامه ٔ هندباری اهل عزا می پوشیدند. (مناقب العارفین ). چو ماسوره ٔ هندباری به رنگ میان آگنیده به تیر خدنگ . نظامی .

معنی هندباری | واژه جو