واژه جو

هنج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هنج . [ هََ ] (اِمص ) به معنی کشیدن باشد و امر به این معنی هم هست یعنی بکش . ◄ به معنی انداختن هم گفته اند. ◄ (ص ) دو چیز را نیز گویند که بحسب کیفیت یک قدر داشته باشند، همچو آوازی که با سازی کوک شده باشد. ◄ دو شخص که بر یک قصد و یک عزم و یک اراده باشند. (برهان ).

معنی هنج | واژه جو