واژه جو

همواره متغیر

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

متحرک، سیار، جنبنده، جنبان مرتعش، متلاطم تغییرکننده، فرار، متغیر ناهمگن جورواجور، گوناگون، رنگارنگ، متنوع ماهر متفاوت بی‌ثبات، بی‌وفا، بوقلمون صفت، فرصت‌طلب، دمدمی‌مزاج، دمدمی، بی‌قرار، نامصمم، وظیفه‌نشناس، بی‌توجه

معنی همواره متغیر | واژه جو