واژه جو

همراه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

همراه کردن . [ هََ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مقابل همراه شدن . قرین ساختن . دو چیز را به هم پیوستن : مادر فرقان چه دانی تو که هفت آیت چراست یا شهادت را چرا همراه کردستند لا؟ ناصرخسرو.

معنی همراه کردن | واژه جو