همای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همای . [ هَُ ] (اِخ ) دهی است از بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که ٤٥٩ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و خرماست . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
همای . [ هَُ ] (اِخ ) دهی است از بخش ورزقان شهرستان اهر که ٥٦٢ تن سکنه دارد.آب آن از چشمه ها و محصول عمده اش غله و سردرختی است .شامل دو قسمت همای بالا و همای پائین است . همای بالا ٢٢١ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
همای . [ هَُ ] (اِخ ) نام موبد بهرام گور. (یادداشت مؤلف ) (فهرست ولف ) : ز ایران بیامد خجسته همای خود و نامداران پاکیزه رای . فردوسی .