همای کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همای کش . [ هَُ ک ُ ] (نف مرکب ) آنکه دشمن بزرگان و بلندطبعان بود. کشنده ٔ طبایع عالی . دشمن مردم دانا و هشیار : همای کش تراز این کرکسان جیفه نهاد ندیده ام که ز عنقا کنند طعم عقاب . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همای کش . [ هَُ ک ُ ] (نف مرکب ) آنکه دشمن بزرگان و بلندطبعان بود. کشنده ٔ طبایع عالی . دشمن مردم دانا و هشیار : همای کش تراز این کرکسان جیفه نهاد ندیده ام که ز عنقا کنند طعم عقاب . خاقانی .