هم آورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هم آورد. [ هََ وَ ] (ص مرکب ) چون دو کس با هم جنگ کنند هر یک مرد دیگری را هم آورد باشد یعنی همتا وهم کوشش . (برهان ). آورد به معنی جنگ است : هم آورد را دید گردآفرید که بر سان آتش همی بردمید. فردوسی . چه سازیم و درمان این درد چیست به ایران هم آورد این مرد کیست ؟ فردوسی . نشست از بر پشت پیل سپید هم آوردش از بخت شد ناامید. فردوسی . کس این پهلوان را هم آورد نیست همه لشکر او را یکی مرد نیست . اسدی . هم آورد او گر بود زنده پیل کم از قطره باشد برِ رود نیل . نظامی . - هم آوردجوی ؛ آنکه حریف و هم جنگ خواهد : به میدان ز خون چون درآورد جوی میان دو صف شد هم آوردجوی . اسدی .