هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۳۸۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی از جلوههای ناز خرامان خوش آمدی خواهم چو مور بوسه زنم پای توسنت گویم که: ای سفیر سلیمان، خوش آمدی ای من غلام سرو قد خوش خرام تو کامروز همچو سرو خرامان خوش آمدی یک بار اگر بخاک هلالی قدم نهی گوید هزار بار که: ای جان خوش آمدی