هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۳۵۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یار وداع میکند، تاب وداع یار کو؟ وعده وصل میدهد، طاقت انتظار کو؟ نسبت روی خوب او با مه و مهر چون کنم؟ عارض مهر و ماه را طره مشکبار کو؟ یار نو و بهار نو باعث مجلسست و می ساغر لاله گون کجا؟ ساقی گل عذار کو؟ وه! که بر آستان تو گشت رقیب معتبر پیش سگ درت مرا این قدر اعتبار کو؟ طبع هلالی، از جهان، سوی عدم کشد ولی رفت بباد نیستی، خوشتر ازین دیار کو؟