هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۳۰۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خط ریحانش رقم بر نسترن خواهد زدن سنبلتر پنجه بر روی سمن خواهد زدن سروناز من، که سوی باغ شد دامن کشان طعنها بر نازنینان چمن خواهد زدن گر هلالی ناگهان در کنج غم آهی کشید آتشی در خانمان خویشتن خواهد زدن گل برگ را ز سایه سنبل نقاب کن در زیر سایه تربیت آفتاب کن دامن مچین، ز خانه برون آی و هر قدم ملکی بباد برده و شهری خراب کن واعظ، بلطف دوست چو امید رحمتست بسیار درد سرمده و کم عذاب کن عالیست فهم یار، هلالی، بوصف او سیماب کشته را کفنی از نقاب کن