هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۲۸۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شام عید، آن به، که منزل بر سر راهی کنیم خلق مه جویند و ما نظاره ماهی کنیم پیش بالای بلندت فارغیم از یاد سرو غایت پستی بود، گر فکر کوتاهی کنیم بیخیالت کی توان قطع بیابان فراق؟ ره خطرناکست، اول فکر همراهی کنیم خوی او بس نازک و ما بیقرار از درد دل پیش او ناگه مبادا ناله و آهی کنیم در ره جانان، هلالی، رسم جانبازی خوشست از سر جان بگذریم و کار دلخواهی کنیم