هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۲۵۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
با تو خواهم شرح غمهای دل محزون کنم لیک از خوی تو میترسم، ندانم چون کنم؟ چند دارم در فراقش حالت نزع روان؟ کاشکی! یکبار گی جان را ز تن بیرون کنم من باین دل بس نمیآیم، ندانم چاره چیست؟ تا بچند افسانه گویم؟ تا بکی افسون کنم؟ گر بدامان فلک ریزم، هلالی، اشک خود رنگ زرد ماه را همچون شفق گلگون کنم