واژه جو

هلال قاینی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هلال قاینی . [ هَِ ل ِ ی ِ ] (اِخ ) از فصحای زمان خود بوده و به خواجه هلال شهرت نموده . این چند بیت از اوست : زآن باده ٔ صافی ّ کهن گشته بنوشید آن باده که ماننده ٔ جان باشد در تن آن باده که چون نوشی در تن رود از لطف چونانکه در انگشت رود آتش روشن . (از مجمعالفصحاء چ سنگی تهران ج ١ ص ٦٥٥). و رجوع به لباب چ لیدن ج ٢ ص ٦٥ شود.

معنی هلال قاینی | واژه جو