هفو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفو. [ هََ ف ْوْ] (ع مص ) شتافتن . ◄ بر باد پریدن پشم و مانند آن . (منتهی الارب ). صوف و جز آن به هوا درشدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ رفتن دل در پی چیزی و خشنود شدن از آن . (منتهی الارب ). ◄ گرسنه شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ (ص ) مرد سبک . ◄ (اِمص ) گرسنگی . (منتهی الارب ).
هفو. [ هَُ ف ُوو ] (ع مص ) بر باد پریدن پشم و مانند آن . (منتهی الارب ) (از تاج المصادر). ◄ بردن و جنبانیدن باد پشم و پنبه را. (منتهی الارب ).