هفت کرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفت کرده . [ هََ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) آرایش کرده . آراسته . دارای آرایش کامل . هرهفت کرده : سحرگه این عروس هفت کرده برون آمد به ناز از پشت پرده . نظامی . رجوع به هرهفت کرده شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفت کرده . [ هََ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) آرایش کرده . آراسته . دارای آرایش کامل . هرهفت کرده : سحرگه این عروس هفت کرده برون آمد به ناز از پشت پرده . نظامی . رجوع به هرهفت کرده شود.