واژه جو

هفت طسوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت طسوق . [ هََ طَ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح دیوانی ) هفت بار مال را به قم وضع کرده اند و آن را به اصطلاح اهل دیوان هفت وضیعه میگویند و هفت طسوق . (تاریخ قم ص ١١٢).

معنی هفت طسوق | واژه جو