واژه جو

هفت سلطان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت سلطان . [ هََ س ُ ] (اِ مرکب ) کنایت ازهفت کوکب است که سبعه ٔ سیاره باشد. (برهان ). رجوع به هفت سیاره، هفت اختان، هفت برادران، هفت خواهران و هفت سیاره شود. ◄ (اِخ ) سلطان خراسان علیه السلام، سلطان ابراهیم ادهم، سلطان بایزید بسطامی، سلطان ابوسعید ابوالخیر، سلطان محمود غازی، سلطان سنجر قاضی و سلطان اسماعیل سامانی را هم گفته اند. (برهان ).

معنی هفت سلطان | واژه جو