هفت خط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) کنایه از: هفت آسمان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) کنایه از: هفت آسمان.
(~. خَ) [ فا - ع. ] ۱- (اِ.) هفت خط نقش شده بر جام جم. ۲- (ص.) آدم دانا، حیله گر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفت خط. [ هََ خ َطط / خ َ ] (اِ مرکب ) کنایت از اقالیم سبعه است . (آنندراج ) : کرد رها در حرم کاینات هفت خط و چارحد و شش جهات . نظامی . ◄ خطوط جام جم است که آن خط جور و خط بغداد و خط بصره و خط ازرق وخط اشک و خط کاسه گر و خط فرودینه باشد. (برهان ). پیشینیان، جام جم یا جام شراب را با هفت خط منقوش میدانستند... (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به هفت خط جام شود. ◄ اندازه ای از کفش در اصطلاح کفشگران . (یادداشت مؤلف ). ◄ (ص مرکب ) در فارسی امروز به معنی بدجنس و گربز و محیل است . (از یادداشتهای مؤلف ): از آن هفت خطهای بزرگ پاست ؛ کنایت از اشخاص موذی و نابه کار است . (یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
دغلکار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی