واژه جو

هفت خاتون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت خاتون . [ هََ ] (اِ مرکب ) کنایت از هفت کوکب است که سبعه ٔ سیاره باشد. (برهان ) : هفت خاتون را در این خرگاه سبز داه این درگاه والا دیده ام . خاقانی . رجوع به هفت اختر، هفت اختران و هفت ستاره شود.

معنی هفت خاتون | واژه جو