واژه جو

هفت برگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هفت برگ . [ هََ ب َ ](اِ مرکب ) دارویی است که آن را مازریون میگویند، دفع مرض استسقا می کند. (برهان ). برگ درختی است شیردار به قدر درخت سماق و بر دو سه رنگ است و به شیرازی آن را هشت رو و به عربی مازریون نامند. (از انجمن آرا).

معنی هفت برگ | واژه جو