واژه جو

هشیار گردیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هشیار گردیدن . [ هَُ ش ْ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) هشیار گشتن . به هوش آمدن . هشیار شدن : چو هشیار گردد پدر، بیگمان سواران فرستد پی من دوان . فردوسی .

معنی هشیار گردیدن | واژه جو