واژه جو

هستی بخشیدن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

به‌وجود آوردن، هستی دادن، ایجاد کردن، آفریدن ساختن، تولید کردن سرشتن زاییدن، بچه‌به دنیا آوردن، بار به‌زمین گذاشتن، زادن، بچه‌دار شدن، به‌دنیا آوردن فرزند، دارای فرزند شدن، صاحب بچه شدن تخم (بذر) پاشیدن، کشتن، بار آوردن

معنی هستی بخشیدن | واژه جو