واژه جو

هبلران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هبلران . [ هََ ل َ ] (اِخ )دهی است از دهستان چهریق بخش سلماس شهرستان خوی . واقع در ٢٤ هزار و پانصدگزی شمال باختر سلماس . ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر سالم، دارای ٨٣ تن سکنه ٔ کرد میباشد. از چشمه مشروب میشود و محصول آن غلات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و کار دستی آنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی هبلران | واژه جو