واژه جو

هبقع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هبقع. [ هََ ق َ ] (ع ص ) کوتاه بالای گرداندام استوارخلقت سخت پی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کوتاه قد استوارخلقت . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ج، هباقع.

هبقع. [ هَُ ق َ ] (ع ص ) مرد متکبر نادان . (معجم متن اللغة).

معنی هبقع | واژه جو