واژه جو

هار

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

دمان، دیوانه، غضبناک، متغیر سرمست، مغرور گزنده، پاچه‌گیر گردن‌بند، مروارید گردن گوشت‌فاسد سرگین، فضولات

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی هار | واژه جو