هاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاد. (ع اِ) (از «هَ ی د») جنبش و حرکت . هَیْد. یقال : ما له هَیْدٌ و لا هادٌ؛ یعنی نمی جنبد و حرکت نمی کند و منع از چیزی نمی کند و منزجر از چیزی نمی شود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ زجری است مر شتر را. هَیْد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ (مص )هَیْد. رجوع به هَیْد (در تمام معانی مصدری ) شود.
هاد. [ هادد ] (ع ص ) نعت فاعلی از هَدّ. رجوع به هَدّ (در معانی مصدری ) شود. ◄ (اِ) آواز دریا که در آن بانگ و غرشی شنیده شود وگاهی از آن زلزله پیدا گردد. (منتهی الارب ). آواز و بانگی که از جانب دریا مردم ساحل می شنوند و از آن درزمین جنبشی پدید می آید و گاه زلزله حادث می گردد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گویند: سَمِعَ اهل ُ الساحل هادّاً مِن قِبَل ِ البحر. (از اقرب الموارد).