واژه جو

هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

این گل که به چشم نیک و بد خارم ازو رسوا شده کوچه و بازارم ازو من می‌خواهم که دست ازو بردارم دل نگذارد که دست بردارم ازو

معنی هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰ | واژه جو