واژه جو

نیکوقد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نیکوقد. [ ق َدد / ق َد ] (ص مرکب ) امیم . (یادداشت مؤلف ) (از منتهی الارب ). خوش قامت .

معنی نیکوقد | واژه جو