واژه جو

نیک آثار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نیک آثار. (ص مرکب ) آنکه اثرهای نیکو از وی ماند. (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ) : هزار سال بمان نیک بخت و نیک آثار هزار سال بزی خوب رسم و خوب آیین . معزی (از آنندراج ). ◄ خوش بخت . خوش طالع. (ناظم الاطباء).

معنی نیک آثار | واژه جو