نیلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص نسب.) به رنگ نیل، کبود رنگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص نسب.) به رنگ نیل، کبود رنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیلی . (ص نسبی ) منسوب به نیلی است . رجوع به نیل شود. ◄ کبود. به رنگ نیل . نیلگون . نیل رنگ . آبی متمایل به کبودی و تیرگی : بر سپهر لاجوردی صورت سعدالسعود چون یکی چاه عقیقین در یکی نیلی ذقن . منوچهری . هرلحظه بر موافقت جامه آه را نیلی کنید در دل و آنگه برآورید. خاقانی . ز آسیب دست دلبرش نیلی شده سیمین برش سیاره ها نیلوفرش بر آفتاب انداخته . خاقانی . خاقان اکبر کز دها بگشوده نیلی پرده ها دید آتشین هفت اژدها در پرده مأوا داشته . خاقانی . - نیلی بحر ؛ کنایه از آسمان است . (برهان قاطع) (آنندراج ). - نیلی پرده ؛ کنایه از آسمان است . (انجمن آرا) (برهان قاطع). - نیلی پنگان ؛ کنایه از آسمان است . (فرهنگ فارسی معین ) : حاصل از چشم عدوی تو و اشعار من است جمله آبی که در این نیلی پنگان دیدم . رضی نیشابوری (از فرهنگ فارسی معین ). - نیلی حصار ؛ کنایه از آسمان است : گوی زمین ربوده ٔ چوگان عدل اوست وین برکشیده گنبد نیلی حصار هم . حافظ. - نیلی چادر ؛ کنایه از آسمان است . (مجموعه ٔ مترادفات ). - نیلی حقه ؛ کنایه از آسمان است . (انجمن آرا) (آنندراج ) (برهان قاطع). - نیلی خم ؛ کنایه از آسمان : با فریب و رنگ این نیلی خم زنگارفام کار بر وفق مراد صبغةاﷲ می کنی . حافظ. - نیلی دایره ؛ نیلی دوایر. کنایه از آسمان . (فرهنگ فارسی معین ). - نیلی دوایر ؛ کنایه از آسمان هاست . (برهان قاطع) (آنندراج ). - نیلی رواق ؛ کنایه از آسمان است . (مجموعه ٔ مترادفات ). - نیلی قفس ؛ کنایه از آسمان . نیلی چادر. نیلی رواق . (مجموعه ٔ مترادفات ).