نیلفری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیلفری . [ ل ُف َ ] (ص نسبی ) به رنگ نیلوفر. کبودرنگ : رزم تو نوبهار شد زآنکه در او برآورد نیلفری حسام تو از تن خصم ارغوان . سراج (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیلفری . [ ل ُف َ ] (ص نسبی ) به رنگ نیلوفر. کبودرنگ : رزم تو نوبهار شد زآنکه در او برآورد نیلفری حسام تو از تن خصم ارغوان . سراج (از آنندراج ).