واژه جو

نیسوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نیسوق . [ ن َ ] (اِ) به لغت یونانی، آلوچه . (از برهان ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نوعی از آلو. آلوی طبری . (فرهنگ فارسی معین ). ظاهراً معرب نیشو است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نیشو و نیشه شود.

معنی نیسوق | واژه جو