واژه جو

نگنده

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(نَ یا نِ گَ دَ یا دِ) (اِمف.) ۱- آجیده شده (جامه)، بخیه کردن (سوزنی). ۲- آن چه در زمین و غیره پنهان کنند، دفینه. ۳- دفن شده، حال شده.

معنی نگنده | واژه جو