واژه جو

نوش آگین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نوش آگین . (ص مرکب ) نوش آمیغ. به شهد و شکرآمیخته . شکرپرورد. به نوش آمیخته . نوشین : آنکه در یاقوت نوش آگین او شکّر سرشت قوت عشاقش از آن یاقوت نوش آگین نهاد. معزی . لؤلؤ نشنیدم من در بُسّد نوش آگین لاله نشنیدم من در سنبل مشک افشان . معزی .

فرهنگ نام‌های فارسی

نام زنانه

معنی نوش آگین | واژه جو