واژه جو

نواختن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

نوازندگی کردن، ساز زدن، زدن، موسیقی نواختن، اجرا کردن آکورد گرفتن، ضربه زدن، آرشه کشیدن، دمیدن همراهی کردن، همنوازی کردن ساز کردن سوت زدن (کشیدن)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نواختن | واژه جو