واژه جو

نهنهة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نهنهة. [ ن َ ن َ هََ ] (ع مص ) بازداشتن کسی را از کاری و سرزنش نمودن . (از منتهی الارب ). واداشتن . (زوزنی ). منع کردن و بازداشتن از کاری . (از متن اللغة). ◄ بانگ برزدن بر سبع تا بازایستد. (از منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).

معنی نهنهة | واژه جو