واژه جو

نمودنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نمودنی . [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (ص لیاقت ) نشان دادنی . قابل ارائه و نمایش .که سزاوار و ازدرِ نمودن است . رجوع به نمودن شود.

معنی نمودنی | واژه جو